امروز می خوام از
نگرانی هام بنویسم به قول بعضی وبلاگ نویس ها
اینجا وبلاگ منه پس
هر چی دلم بخواد توش می نویسم.
قبلش بگم اینا فکرای
منه و قصد قضاوت در مورد دیگران و کارهاشون
رو ندارم و فقط تکه ای از قلب منه.
نگرانی های من بدون
اولویت:
1.خوشبختانه خونه مون خالی شده و امروز کلیدش رو تحــــــــویل می گیریم
ولی
متاسفانه همسر عزیز من کاملا دست تنهاست و خودش باید همه کار ها
رو انجام بده.باید خونه رنگ بشه و کمی تعمیرات میخواد ،آینه ها باید نسب بشه
و اتاق خواب هم باید سرامیک بشه.قابل ذکر است که من در هیچ موردی اصرار
ندارم و دلم نمی خواد بیشتر از این تحت فشار باشه.اینایی که گفتم تازه باتوجه به
اینکه
همسرم خودش آشنا داره باز هم مبلغ قابل توجهی میشه.در آخر این مـــورد
باید بگم:خونه
ما 45 متر بیشتر نیست (قابل توجه اون هایی که ناشکری می کنن!!)
و چون مال خودمونه
خدا رو شکر میکنیم.
2.قسط های وام شروع شده و اولین قسط رو امروز پولش رو دو دستی به من
داد
من پرداخت کردم و این داستان تا 3 سال ادامه دارد ماهی 112000 تومان.
3.هنوز وسایل مون رو کامل بسته بندی نکردیم و خورده ریز زیاد داریم که من
واقعا نمی دونم "کجای دلمون جاش بدیم"!!!
4.از شدت استرس و اینکه چی میشه و اینا هرشب خوابمون به هم ریخته و
مادر شوهر عزیز میگه هر شب سه صبح از خواب میپره و من هم دلم می سوزه.
5.کارهای عروسی تمومی نداره پنجشنبه رفتیم کارت ها رو گرفتیم و
برای اجاره شنل رفتیم چهار راه جمهوری که اونم 15000 تومان
میشه و دیروز هم برای غذا رفتن صحبت کردن و وقتی رسیدن خونه
تازه حساب کردن 30 نفر مهمون هاشون بیشترن!!! واین داستان
امروز دوباره ادامه دارد...
6.اینقدر مرخصی گرفتیم که پر شده و برای 3 روزی که قرار است
بریم ماه
عسل!!! زیباکنار موندیم چه جوری مرخصی بگیریم و از طرف
دیگه من 750000 تومان هنوز
از حقوق ماه های قبل طلب دارم که
احتمالا روز قیامت پرداخت خواهد شد!
7.به 3 نفر بدهی دارم و اعصابم خورده و همه اش یه ماشین حساب
دستمه
.بیچاره همسرم تا حالا فقط 3 میلیون خرج شده و کلی خرج دیگر مونده.
8.من از اول اعتقادی به عروسی نداشتم ولی دیگران گفتن بگیریم و
قرار بود کوچیک باشه ولی همه چیز بزرگ تر شده.
9.عروسی رو به خاطر چند تا از فامیل های قشنگ من کمی عقب انداخته
بودیم که حالا اونا میگن 50 % شاید بیان و من دلم میخواد خرخره همه
شون رو بجوم!!!!!
10.خونه مون رو باید تا قبل از عروسی بچینیم.که البته این قسمت شیرینش
هست ولی کلی کار داریم.
پروردگارا یه چند جفت دست اضافه و یه چند چمدان تراول عنایت فرما!!!
آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین
